مرتضى مطهرى

474

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شناخته مىشود . تعريفات را « مبادى تصوريه » و اصول متعارفه و موضوعه را « مبادى تصديقيه » مىخوانند . تعريفات را معمولًا همه مىشناسند مثل آنچه در مقام تعريف خط و سطح و حجم و دايره و مربع و مثلث و غيره در هندسه به كار برده مىشود . در اينجا لازم است فرق اصول متعارفه و اصول موضوعه را بيان كنيم : اصول متعارفه عبارت است از يك يا چند اصلى كه دلائل و براهين آن علم بر روى آنها بنا شده و خود آن اصول بديهى و غير قابل ترديد است و هيچ ذهنى خلاف آن را جايز نمىشمارد مانند اصل كل و جزء ( كل از جزء بزرگتر است ) و اصل مساوات ( دو مقدار مساوى با يك مقدار ، مساوى با يكديگرند ) در هندسه و اصل امتناع تناقض در فلسفه و منطق . اصول موضوعه عبارت است از يك يا چند اصلى كه برخى از دلائل آن علم متكى به آنهاست و خود آن اصول بديهى و جزمى اذهان نيست و دليلى هم عجالتا بر صحت آن اصول نيست ولى آن اصول را مفروض الصحه گرفته‌ايم . و البته ممكن است كه يك اصل موضوع در يك علم جنبهء « وضعى » و فرضى داشته باشد ولى در علم ديگر با دلائل مخصوص آن علم به تحقيق پيوسته باشد مثل اينكه در علوم طبيعى از اصول رياضى و در علوم رياضى از اصول طبيعى و در هر يك از اينها از اصول فلسفى و در فلسفه از هر يك از اينها استفاده شود . پس فرق « اصل متعارف » و « اصل موضوع » به اين است كه اصل متعارف به خودى خود قطعى و جزمى است و ذهن خلاف آن را جايز نمىشمارد و اصل موضوع به خودى خود غير قطعى است و ذهن خلاف آن را جايز مىشمارد خواه آنكه آن اصل موضوع به طور مطلق جنبهء وضعى و فرضى داشته باشد و يا آنكه با توجه به يك رشته دلائل كه مخصوص فن ديگرى است غير از آن فنى كه اين اصول موضوعه مورد استفاده آن فن قرار گرفته ، جنبه قطعيت و ضرورت پيدا كرده و به تحقيق پيوسته باشد . تفصيل اين مطالب و جميع وجوه فرق بين اصول متعارفه و اصول موضوعه و تعريفات ، و انقسام اصول متعارفه به اصول عامه و خاصه و همچنين بيان اينكه در فلان علم چه اصول متعارفه و چه اصول موضوعه‌اى به كار برده مىشود يكى از سودمندترين مباحثى است كه بايد در منطق مورد بحث واقع شود . منطقيين جديد